خرید بک لینک
_انسانهایی که در پی خوبی هستند بدون اینکه متوجه باشند دارن یکی از بزرگترین نقص های انسانی یعنی تایید طلبی را نشان می دهند._در پی این نباشید که آدم خوب و باکمالات باشید زیرا اگر از آن چارچوب لغزش کنید،ملامت و سرزنش شما را هر لحظه آزار خواهد داد،فقط در لحظه باشید و در جستجوی تنبیه و تشویق خود نباشید._دنبال رو بودن،نهایت مسخ بشریت است._شغل،برای کسانی است که خود را در برابر خداوند کسی می دانند و توهم جدایی دارند،انسانهای بزرگ که در برابر خدا خود را هیچ می دانند به شغل و در آمد هیچ احتیاجی ندارند و همیشه دارا و بی نیاز هستند._ حقیقی،در ندانستن و سکون است._زندگی شیرین است و جرات،چاشنی آن،خودکش از حقارت است و باخت چاشنی او،مرگ آگاهانه ،بی ادبی به درگاه خداوند است و کار دلیران._مرگ،پابان یک تجربه است و تجربه خوب و بد ندارد.موسی و فرعون به فراخور،هر کدام تنها یک تجربه بودند._کثرت جمعیت جهان،نشان از بی معرفتی مردمان دارد اگر آدمی از یک نفر تمام تجربه و درس را می گرفت نیازی به کثرت جمعیت نبود._دیده شدن در نادیده شدن است._جهان،جهان اذهان است و اذهان قائم به فرد،برای همین است که هیچ چیز مطلق نیست._اشتباه ما انسانها در اینست که فکر می کنیم با حرکت به آرامش می رسیم.بزرگترین اشتباه بشریت،جستحوی برای شناخت از پیرامون بود._درصدد جبران چیزی نباشید،بهترین جبران، بودن با حضور است._انسانها تا روزی که بیدار نشوند،صرفا دستگاه اطلاعات سوخته هستند._گذشته، روزی گذرگاه تو بود و ،شایسته احترام است نه ملامت._زبان،پایین ترین ارتعاش آگاهیست و سکوت،بالاترین مرتبه آن.__دل،بی نیاز است به سواد،ذهن نیازمند به آن_دل ،پذیرای قانون عشق است.و عشق بی قانون است._به خودتان رحم کنید با حمل نکردن تفکرات دیگران._ رهایی،

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 19:19

_________________________________________221این حرف من نیست و حقیقت استگر چه مذهب و دین به حکمت استبهر کنترل نرم و خلق سرکش استرهیده از قفس را عشق قسمت است_________________________________________220دانی علم دنیا به چه را مانددر مثل چارچوب سرا ماندیکی را زیر برد، یکی را دیواردگری به سقف و بی گرا ماند______________________________________219در معرفت خویش کوشانم و پر تلاشکوشش من بسیار و خدایا کن طلاشهزار سال عمر دهی و فرصت تحقیقنیرزد به مهر و عنایتت،گوهرم بتراش________________________________________218در جولانگه ذهن و تیزی آنما اهل دلانیم و پرهیزی آنباشد که گربز و باهش شماعلم ما بحری و زر ریزی آن__________________________________________217عاشقان نشسته در جمع و دلی حیران دارندکنج خانه شان کعبه و صفای بی کران دارندبه گوشه چشمی همه عالم ببازنددلی صاف و درس ازلی و گنجی گران دارند________________________________________216فکر،نشان وجود غیر اوستخدایت فاصله دو فکر توستخموشی و حضور طلب،گرچهوجود غیر نیاز حضرت دوست________________________________________215مدتی صبر کردیم،اندکی نیز همعنایتش نیازمندیم و تجویز همحرکت جوهر ما و صبر، نیازرفت حوصله و صبرم،پرهیز هم________________________________________214زیرک دل باشید،نه ذهن و بیانحدیث عشق گویم و نفرت آنذهن،وَهم جدایست و دل،یکیدل بسان بهارست و ذهن،خزان________________________________________213دانی چرا آدمی در پی خوبیستنیازش به تاییدست و سوریستتایید، پایه اش باشد و تمجیدناید جوابش خوبی و بدییست_______________________________________212دانی که وقت سحر کی بود؟گذر از خیر و شر و حی بودبی عقل و بی کثرت و لا شوبی رنگ و بی سو، در پی بود__________

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 19:19

صفحه بندی